![]() |
![]() |
|
| >> nOtHinG mOrE tHan WhAt I waNt << |
|
مترسک... چه قدر تنهایی تو.... تنها و غریب .... از چی داری لذت میبری که حاضر نیستی یه تکونی به خودت بدی ؟؟ فقط داری نگاه میکنی و دم نمیزنی ؟؟ آخه تا کی... ؟؟ تا کی میخوای ببینی و نگی؟؟ تا کی میخوای از جات جنب نخوری؟؟ آره تو مترسکی .... فقط زل میزنی و می پایی .... آرومی ولی سرد... چه سکوت زجر آوری داری تو !! سالهاست که نشکوندی این سکوت لعنتی رو !! اما چرا این چشمای کوک شده ی تو مسیر پرواز رو رها نمیکنه ؟؟؟؟ آره چشمای تو منتظرن.... چشمای همیشه منتظر....... منتظر برای بدست آوردن یه فرصت دیگه....یه فرصت واسه ترسوندن ،فراری دادن و دوباره تنها شدن .... آخه این دل نداشته ات که واسه کسی تنگ نمیشه !!!! راستی یادته چند ساله که سر پایی و می پایی ؟؟؟؟ خسته ای مگه نه ؟؟ خیلی خسته.... من میدونم .... راستی میدونی که بودنت تو چمنزاری که هرگز بار نمیده و تو رو نمیبینه به چه دردی میخوره ....؟؟؟. . . .نمیدونی؟؟ میدونم که نمیدونی آخه تو احمق تر از اونی که من فکرشو میکنم....چون روزی که اون حلبی زنگ زده رو گذاشتن سرت و بهت گفتن: " همینی که هست!! همین جا باااااااش!! " تو هیچی نگفتی!! حتی از اینکه روی اون حلبی برای نفس کشیدنت هم راهی نبود خم به ابروتم نیاوردی!!!!!!!!!! چرااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه تو مترسکی.... آره تو مترسکی .... اما چرا این چشمای کوک شده ی تو مسیر پرواز رو رها نمیکنه ؟؟؟؟ حتما به خیال خودت داری با چشمات نقشه ی پرواز و تو آسمونا میکشی..... شاید منتظره یه فرصتی... ولی آخه بگو تا کی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 23:51 توسط :::AyNazZ::: |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ThEre iS nOtHing
MoRe tHan YoU wAnT So JusT TrY ّّ ~~AyNazZ~~ |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
|
RSS
|