تبليغاتX
My aNoNymoUs wAy
>> nOtHinG mOrE tHan WhAt I waNt <<

من جا موندم....

همه رفتن و تنهام گذاشتن....

بد جور حوصله ام سر رفته....

نمیدونم چی میتونه کمکم کنه....؟؟....

 

راستی وقتی تنها شی و حوصله ات سر بره چیکار میکنی؟؟

 

1)میشینی یه گوشه تو خلوت خودت آهنگ گوش میدی؟؟

2)تو رویاهات غرق میشی؟؟

3)واسه خودت جوک میگی و میخندی؟؟

4)شایدم به خاطراتت فکر میکنی....تلخ یا شیرین....

5)با یه تنها یا یه بیکار دیگه sms بازی میکنی؟؟ شایدم miss call  میندازی!!!!

6)میری تنهایی قدم میزنی؟؟

7)کتاب میخونی؟؟

8)مزاحم تلفنی میشی و زنگ میزنی خونه مردم؛ازشون آمار میگیری که روزی چند دقیقه مسواک میزنن؟؟آخرشم خودتو مسئول وزارت بهداشت معرفی میکنی؟(اونم ساعت ۱۱ شب)یا ظرفیت چاه فاضلابشون و میپرسی؟؟

9)شایدم به خودت؛به دوستات به کسایی که باهاشون سروکار داری فکر میکنی...

10)ساز میزنی؟؟

11)….

 

من جا موندم....

همه رفتن و تنهام گذاشتن....

 

گنجینه ی جوک هامم ته کشیده اینقدر واسه خودم repeat کردمشون که دیگه خندم نمیاد.

خاطره هامم همه تکراری شدن؛حوصله ی مرور کردنشونو ندارم(البته بماند که بعضی هاشون اعصابمو خورد میکنن و حالم بد تر میشه).

حوصله ی هیچکدوم از کتابامم ندارم.

 

حالا اینا رو گفتم؛

 

 

* یه وقت فکر نکنین میشینم به خودم جوک میگم و میخندم....البته تجربه ثابت کرده این روش میتونه تا حدی اثر یخش باشه! ( الان تناقض و داشتین؟؟؟؟!!!!....)

 

** مورد شماره ی 8 رو هم هیچوقت امتحان نکردم پیشنهاد میکنم شمام نکنین چون به دردسرش نمی ارزه(مگر اینکه از الکارت یا تلفن عمومی باشه).فقط تحت تاثیر تجربه ی شخصیٍ یکی از هم اتاقی هام گفتم(حالا همتون میخواین بدونین هم اتاقی های من کیان؟!!)بماند که چه قدر خندیدیم....البته اگه قرار بود یکی از دوستاتون این کارو بکنه،بدون هیچ مسئولیتی تو خنده هاش شریک شین....

 

*** مثل من نگین حوصله ی کتاب ندارین که خیلییییییی زشته چون اگه جزوه ی استااااااااددد .... رو بزارین جلوتون کلی از تنهایی تون کم میشه مخصوصا اگه بعد از 18 خط روش حل مساله آخرش به تناقض رسیده باشین و ببینین که استااااد قرار بود با برهان خلف حلش کنه ولی نشد....و اگه سعادت داشتین و یاد صدای معصومش که اول و آخرش خانوووووووووووم ه بیفتین که دیگه هیچییییییی.....

توی پرانتز:

ریاضی که علم قطعیت بود،استاد همشو نقض میکرد و همه چیز و فرض میکرد.... وای به حالمون که شعار این ترم استاد اینه : » آمار علم عدم قطعیت است. «

 

**** من خودم مورد شماره ی 9 رو خیلی دوست دارم.میتونم با جرات بگم که همیشه به دونه دونه ی رفتار ها،حرفا و بر خورد های خودم و کسایی که باهاشون سروکار دارم فکر میکنم(حتی اگه مثل الان حوصله ام سر نرفته باشه).موقع خواب بیشتر فکر میکنم.اینو یکی دو نفر از دوستام که خیلی بهم نزدیکن خوب میدونن.

 

***** ساز زدن هم کلی حالمو خوب میکنه ولی در حال حاضر از اینم محرومم چون سازم خیلی ازم دوره....

 

حالا با همه ی اینا بگین من چی کار کنم حوصله ام سر نره .... ؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 13:0  توسط :::AyNazZ::: | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ThEre iS nOtHing

MoRe tHan YoU wAnT

So JusT TrY
ّّ
~~AyNazZ~~

نوشته های پیشین
تیر 1387
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
No MoRe TeArzZ tO CrY
IT KIDZ
thers always tommarow
خبرهایIT
زندگی کنیم
جوادهای ucna
dark dreams
پسر مشرقی
cosas-del-amor
گانگسترهای بهشتی
نارنجستان
!!!!just click
سرسبز
hell rubbish
immortal solo
ucna entertainment
چشم غمگین....
دلتنگ....
غربت اشک....
دل شکسته
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM