![]() |
![]() |
|
| >> nOtHinG mOrE tHan WhAt I waNt << |
|
TEAMWORK!!!! There were four people named EVERYBODY,SOMEBODY,ANYBODY and NOBODY.There was an important job to be done,and EVERYBODY was asked to do it.EVERYBODY was sure SOMEBODY would do it.ANYBODY could have done it,but NOBODY did it. SOMEBODY got angry about that because it was EVERYBODY's job EVERYBODY thought ANYBODY could do it,but NOBODY realized that EVERYBODY wouldn't do it.It ended up that EVERYBODY blamed SOMEBODY when NOBODY did what ANYBODY could have done..... "attributed from viva magazine" And even now it's going on...... We got lost in our duties,in our jobs to do....but NOBODY does his best.....why there is no one to scream,to break the rules,to show us the way????I'm suffering but there is NOBODY to understand me.May be it's our duty to suffer from all pains,so good for me that I'm suffering,because I'm doing my duty,such a bitter duty.....do you want to taste it like me? but in that heaven.....where my spirit is..... "somewhere in heaven, there is a place for you and me he made a promise gave every drop of blood died on the cross so we'd be free" "hold fast to dreams for if dreams die life is broken-winged bird that cannot fly"
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 12:28 توسط :::AyNazZ::: |
|
|
از خويشتن پند گرفتم... او به من آموخت که دوست بدارم آنچه مردم دوست نمي دارند وهمنشين کسي شوم که او را از خود مي رانند. خويشتن به من نشان داد که عشق صفت عاشق نيست بلکه صفت معشوق است. و پيش از آنکه خويشتن به من پند دهد عشق در من همچون ريسمان بود اما اکنون به هاله اي مبدل شد که اول آن آخرش و آخر آن اولش مي باشد و به هر آفريده اي احاطه دارد و به تدريج وسعت مي يابد.... از خويشتن پند گرفتم... او به من آموخت چگونه به صداهايي که از راه زبان و حنجره در نمي آيند گوش فرا دهم. و پيش از آنکه خويشتن به من پند دهد از لحاظ شنوايي بيمار و ناتوان بودم و جز فرياد و غوغا چيز ديگري نمي شنيدم اما اکنون آواز زمان ها را در سکوت و آرامش مي شنوم. آوازي که اسرار غيب را آشکار مي سازد. از خويشتن پند گرفتم... او به من آموخت که زمان را با گفتن"ديروز سپري شد فردا نيز خواهد گذشت"نسنجم. و پيش از آنکه خويشتن به من پند دهد مي پنداشتم که گذشته ديگر باز نميگردد و به آينده نيز هرگز نخواهم رسيد.اما اکنون دانستم که"حال" در برگيرنده ي همه ي زمانهاست... زماني که آرزويش مي کنيم تا تحقق يابد.... از خويشتن پند گرفتم ... خويشتن تو نيز پند مي دهد و به تو مي آموزد. پس من و تو يکسان هستيم و تنها فرقمان اين است که من از خود با لجاجت سخن مي گويم و تو از درونت چيزي نمي گويي و نگفتن تو فضيلت است!!!! متن بالا از جبران خليل بود(البته به صورت خلاصه!!!! به نظر من درون همه ي ما نيرويي هست که ميتونه تو هر شرايطي بهترين راهنما باشه مي تونه بهتر از هر کس ديگه اي کمکمون کنه مي تونه راه رونشونمون بده.فقط بايد باهاش صادق بود چون اگه صادق نباشي قشنگ جوابتو ميده......( اولين شرط موفق شدن بعد از انتخاب هدف اينه که با خودت صادق باشي يعني حداقل سر خودت کلاه نذاري! >>Always try to be honest with yourself then other people<< Where your love is , put your heart So what would you do if your dreams came true? Where your dreams are , put your hope You know they will not fail you…. So always be frank with yourself... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 15:22 توسط :::AyNazZ::: |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ThEre iS nOtHing
MoRe tHan YoU wAnT So JusT TrY ّّ ~~AyNazZ~~ |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
|
RSS
|