![]() |
![]() |
|
| >> nOtHinG mOrE tHan WhAt I waNt << |
|
""""گر بدین سان باید زیست پست من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست......."""" تا حالا دقت کردین که ما چقدر درگیر بایدها و نبایدهای زندگی هستیم؟ چرا باید شغلی رو انتخاب کنیم که از آن متنفریم؟(البته میدونم این برای همه صدق نمیکنه!!) ""چون جامعه ی ما مثلا سازماندهی شده و ما بخشی از اونیم؟"" اگه هر کس کاری رو بکنه که دلش میخواد کار دنیا(....)پیش نمیره؟ چرا باید حتی الامکان نگیم""نه""؟؟؟؟ ""چون مردم بیشتر دوست دارن از ما "بله"بشنون؟"" چون"بله"گفتن به ما اجازه میده که تو این دنیای پر خصومت بقا داشته باشیم؟ چراهمیشه یادمون دادن که نظر و فکر دیگران از احساس ما مهم تره! ولی من دارم یاد میگیرم که بدون ترس از خرد شدن بزرگ بودن معنی نداره.اگه یه روز یه نفر از من کمک بخواد میفهمم که هنوز روی زمین ارزش دارم. نظر شما چیه؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم دی 1384ساعت 22:59 توسط :::AyNazZ::: |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ThEre iS nOtHing
MoRe tHan YoU wAnT So JusT TrY ّّ ~~AyNazZ~~ |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
|
RSS
|